یار خیابانی من/// با من وهم رأی منی /// در زیر باتوم و چماق /// یاور و همراه منی /// گم شده رأی من و تو /// تو انتخابات سیاه /// دشمن خاشاک و خسند /// بسیج و ناجا و سپاه /// زنجیر و چاقو می کنه /// صورت و زخمی وکبود /// چشم داره عادت میکنه /// به گاز اشک آور و دود /// رأی من و تو نتونست /// زنجیر ها رو پاره کنه /// مشت گره کرده ما /// میهن آزاد می کنه /// یار خیابانی من /// با من و هم رأی منی /// در زیر باتوم و چماق /// یاور و همراه منی /// رسانه ی ملی ما /// کذب تموم خبرهاش /// دروغ و نیرنگ و فریب /// حرف تموم مجری هاش /// صورت زشت دیکتاتور /// سانسور و وحشت و ترور /// دولت تزویر و فساد /// محمود احمدی نژاد
+ نوشته شده در شنبه 1388/04/20ساعت 1:40 توسط برسام |
فلسفه نینجوتسو
هنر نينجوتسو ، مجموعه اي از دانش ها و رموزي است كه اساس برخورد نينجاها بازندگي ادراك ( مسائل ) و پيشگيري ازخطر را تشكيل مي دهد. نينجوتسو ، علاوه بر يك سيستم وارد آوردن ضربات فيزيكي به منظور انجام عمليات اطلاعاتی و رزمي چیریکی ، يك روش كلي زندگي است كه در آن كليه جنبه هاي وجودي دنياي اطراف ما، تمام سطوح ومراتب آگاهي و چشم انداز كلي ادراك فرد ، باهم تركيب گرديده اند تا حيات شخص را با توجه و براساس گردش كلي جهاني كه ما در آن زندگي ميكنيم و هماهنگ با آن ، معني ببخشد . يك نينجا ، مسئله وموضوع كنار آمدن باعالم و جود را به 3 شيوه و طريق ، تجسم عيني مي بخشد .مي
Mi – و Wo شي نوبو (Mimo Shinobu)Shinobu وجودي را مي پروراند وآماده ميكندكه براي بردباري فيزيكي ، موزون بوده ، آموزش ديده و حفظ گردد. ذهن بيدار و فكر هوشيار كوكورو وشي نوبو (Kpkorowoshinobo) براي دستيابي به مرحله ثبات ذهني (وفكري ) هماهنگ و معتدل گرديده ، وسيعت نظر مي يابد وجهت داده ميشود.با شي كي وشي نوبو (Shiki wo Sjnobu) ، درك و بصيرت ، هم زمان ، به صورت دروني و بيروني ، به منظور كسب شهامت اخلاقي وثبات روحي و رسيدن به آگاهي دانش جامع كه برآمده از خرد ميباشد ، تمركز مي يابد.برعكس هنرهاي رزمي معمول ، كه در مدت زمان نسبتاً كوتاهي مي توان ، چه از نظر فيزيكي وچه به لحاظ ذهني و فكري ، آنها فراگرفت ، مهارت جامع نينجوتسو كه با كل حيات آدمي سروكار دارد ، را تنها از طريق آموزش هاي مداوم و جدّي ، مشاهدات عيني و ذهني فردي و پرورش و رشد شخصيتي كه درسراسر زندگي جريان دارد و او را به مرحله اي بسيار فراتر از يادگيري حرف مكانيسم هاي رزمي و كسب مهارت پيش خواهد برد . تاكتيك ها وتكنيك هاي نينجوتسو كه درحد بسيار زيادي از آموزه هاي پر رمز و راز وصوفيانه هندي ، تبتي و چيني و ديگر فلسفه هاي تجربي و مشي طبيعت و جهان تأثير پذيرفته است ، غالباً نمادها و الگوهاي طبيعت را شبيه سازي نموده و الهام پذيري و انگيزه جويي از آنها را مهيامي سازد
.درعالم وجود 2 مجموعه كاملاً متفاوت از نمادها وجود دارند كه مي توان آنها را با دست راست و چپ مقايسه كرد . اين نمادهادر تناسب و هماهنگي كامل با يكديگر براي تعبير چگونگي انجام و تعامل امور بايكديگر (قلمرو حقيقت غائي يانهايي ) مورد استفاده قرار مي گيرند. اگر چه اين دو قلمرو متفاوت ، درمحدوده مكاني و زماني يكساني موجوديت پيدا ميكنند ، امابه لحاظ محدوديت بينش وميدان ديد ناظر (منظور انسان –2)ممكن است كاملاً متفاوت و دوگانه بنظر برسند. درعالم واقع اين دو قلمرو ، 2 نظريه مختلف از پروسه اي يكسان ومنطبق بر يكديگر ميباشند.از محدوده قلمرو « حقيقت غايي يا نهايي» گودايي
(godai) يا 5 ركن اساسي كه موجوديت را آشكار مي سازند، پديد مي آيد . تعامل اين 5 ركن جهان هستي را تجسم مي سازند، پديد مي آيد . تعامل اين 5 ركن هستي را تجسم عيني مي بخشند اين 5 ركن عبارتنداز : كو – Ku (خلاء ) ، فوFu (باد) ، كا – Ka (آتش ) ، سويي ـ Sui ( آب ) و چي ـ Chi (زمين )اين ها نمادهايي هستند از اينكه چگونه موجوديت هاي فيزيكي خود رابه صورت پتانسيل هاي اتمي ، گاز ها، انرژي ، اين مجموعه چگونگي عينيت يافتن موجودات را تشريح مي كند. از قلمرو « حقيقت مادي» گوگيو« goguo » يا 5 عامل ابتدايي كه چگونگي تعامل موجودات با يكديگر و جريان امور آنها ر اتشريح مي كند. پديد مي آيند.اين 5عالم عبارتند از : چي
Chi(زمين ) ، سويي ـ Sui (اب ) ، كاـ Ka در تعامل دائمي بايكديگر ، همديگر را ايجاد وسپس نابود مي سازند درست همانگونه كه آب درخت را تغذيه ميكند ، سپس درخت باتبر فلزي بريده مي شود وتوسط آتش مصرف مي گردد تا خاك و زمين را توليد كند. نيجاها درطول تاريخ ، از دانش چگونگي قرار گرفتن عوامل طبيعت در كنار يكديگر و مكمل هم بودن آنها، براي توسعه آنچه با عنوان گوتون پو(go ton po) روشهاي اختصاد فرار با استفاده از 5 عامل ، شناخته شده ، استفاده كرده اند. به دليل وجود تائوليست (Taoist) ميراثي كه نينجا ها از اساتيد چيني درطول هزاران سال قبل به ارث برده اند، آشنايي عملي با طبيعت و قوانين طبيعي به تئوري كاربردي ، روش هاي زبردستانه قرار نينجوتسو ، بدل گرديد .دو (ياچي ) تون جوتسو (Do(orchi)Tonjutsu) يا روش هاي ( استفاده از )زمين ، شامل استفاده از صخره ها، خاك و ناهمواري هاي زمين ، به منظور كمك به فرار نينجا ،مي باشد و (سوئي تون جوتسو) (Sui tonjutsu) يا روش هاي آب شامل استفاده از ابزار و وسايل سوئي كي (Sui pKi) براي حركت در سطح آبگيرها ، رودخانه ها، باتلاق ها و نيزارها ونيز ابزار منحصر به فردي براي ماندن در زير آب ، مي باشد.+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/20ساعت 8:5 توسط برسام |
چریک (یا پارتیزان) معمولاً به اعضای گروههای نظامی اطلاق میشود که در گروههای کوچک و بصورت قابل انعطاف، نامنظم و بدون خط نبرد خاصی میجنگند.
شیوهٔ جنگهای چریکی از شیوههای بسیار قدیمی جنگی است. مبدع این شیوه مبارزه، جنگجویان قوم پارت بوده اند. در مقابل نحوه عملکرد ارتش های بزرگ جنگ های چریکی را جنگ های نامنظم نیز می نامند که در اینجا واژه نامنظم به معنای بی قاعده و بی قانون نیست زیرا هر جنگ چریکی مبتنی بر مجموعه از از قوانین و تاکتیک هاست . همچنین است که در دوران معاصر افرادی چون ارنستو چه گوارا، کارلوس ماریگلا، مائو زدونگ، وندل فرتیگ، رژی دبره، وو نوین جیاپ و چند تن دیگر را از شاخص ترین نظریه پردازان مبارزات چریکی می دانند.
پارتیزان واژهای فرانسوی است و از نام جنگجویان قوم پارت (اشکانی) که در ایران پیش از اسلام میزیستند گرفته شده. پارتیزان به رزمنده جنگهای نامنظم میگویند. در ایران پیش از اسلام در زمان اشکانیان نخستین گروههای پارتیزان شکل گرفتند. به این ترتیب که چابک سواران ورزیده در قالب گروههای کوچک در زمان و مکانی که موجب غافلگیری دشمن شود به گونهای برق آسا بر دشمن تاخته و سپس میگریختند، مزیت این نحوه عملکرد در آن بود که دشمن غافلگیر شده ابتکار عمل را از دست میداد در نتیجه تلفات افراد خودی به حداقل میرسید و در مواردی که پارتیزانها را تعقیب میکردند امکان محاصره و در دام انداختن دشمن فراهم میشد. دیگر اینکه به دلیل مشخص نبودن زمان و مکان این یورشها، سپاهیان دشمن دائما در تشویش روانی به سر میبردند. شناخته شدهترین جنگهای پارتیزانی در جنگ جهانی دوم بود که مردمان سرزمینهای اشغالی به دست آلمانیها رو به نبردهای پارتیزانی آوردند.پارتیزانها دارای نظم یک سرباز ارتشی نیستند و برای آرمان ویژهای نبرد میکنند.در نبردهایشان کمتر نشانی از سامانههای به روز ارتشها میتوان دید.بیشتر آماج ایشان آزار دشمن و زخم زدن به آنهاست.بیشتر رویه پارتیزانهای پدافندی است تا تازشی. در معنی انگلیسی این واژه، به شمشیر بلند و بُرّان و پیرو متعصب نیز اشاره شدهاست.
+ نوشته شده در جمعه 1388/03/08ساعت 10:57 توسط برسام |
در طول تاریخ گروههای چریکی بسیاری بوجود امده اند که یا خرابیهایی بوجود اورده اند ویابرای حفظ این خاک جان خود را از دست داده اند؛در اینجا فقط بطور خلاصه به سر گذشت چند گروه میپردازیم:
بخش اول:عهد باستان
زامیاد
اولین گروه منسجم واموزش دیده چریکها ۲۵۰۰ سال پیش در زمان کورش کبیر تشکیل شد؛نام این چریکها در متون باستانی زامیاد(فرزند زمین)؛جان باز؛پیش مرگ؛ و ۰۰۰ امده است .این چریکها به سختی اموزش میدیدند و وظیفه انها دریدن شکم اسبهای ارابه های جنگی دشمن بوده است تاارابه ها بعد از کشته شدن اسبهایشان در سرعت زیاد بشدت سرنگون شوند.نحوه کار چریکها به این صورت بوده که از قبل در مسیریهای حرکت ارابه ها گودالهایی حفر میشده آنگاه چریکها خود را در این گودالها پنهان یا در عمق کم دفن میکردند وساعتها در همان حال میماندند و با سر رسیدن ارابه ها شمشیرهای خود را در شکم اسبها نموده و ارابه ها سر نگون میشدند اما چریکها در زیر ضربات سم اسبها یا ارابه ها جان میباختند.از مهمترین جنگهای این چریکها نابودی امپراطوری اشور یا نینوا یا کربلای امروزی.
سرخ جامگان
یکی دیگر از نیروهای مطرح چریکی ایران در گذشته جنبش سرخ جامگان بوده است.این چریکها را بخاطر اینکه لباسهای یکسان سرخ میپو شیدند سرخ جامگان ایران لقب گرفتند.با نفوذ اعراب به ایران و قتل؛غارت؛تجاوزات بی حد و حساب و ربودن زنان و دختران ایرانی امنیت از ایران رخت بر بست؛ عده ای از برجسته ترین افسران ساسانی در فارس بهمراه عده ای زیادی از زنان و مردان وطن پرست به کوههای ثعب العبور و غیر قابل نفوذ رفتند و بزرگترین ارتش چریکی را راه اندازی کردند.این گروه چریکی با بستن گلوگاهها؛درهها؛جادهها؛در کردستان و ایلام و خوزستان و پارس باستان ودیگر نقاط ایران هزاران هزارتن از اعراب بدوی و وحشی را بهلاکت رساندند و دست انان را از ایران کوتاه کردند.انان بیش از ۹۰۰ سال در کوهها زندگی کردند واخرین پایگاه انان در شروان شاهان واقع در خراسان امروزی بوده است.
سیاه جامگان
این گروه از چریکها به رهبری علی سیاه پوش در اذربایجان تشکیل شد و برای سرکوب اقوام ترک وحشی قفقاز وتاتار که در اختیار حکومت محلی بودند واز مردم باج خواهی می کردند تشکیل شد .هر چند این گروه رشادتهای زیادی افریدند و تلاش بسار زیادی نمودند تا فرهنگ و زبان ایالت اذربادگان(اذربایجان)تغییر نکند؛ اما زبان ترکی جایگزین زبان پارسی ارامی گشت. سربداران با ورود مغولهای وحشی به ایران تاراج میراث ملی و غارت خزائن مملکتی وخونریزیهای وحشیانه در ایران ؛ به یغما رفتن کودکان زیبا رو؛ دختران جوان نیز اغاز شد.عده ای از مردان ازادیخواه که رنج این ظلم عظیم انان قلب انان را بدرد اورده بود؛ در سبزوار تشکیل گروه چریکهای سربداران را اعلام و با مغولان خون ریز وارد جنگ شدند انان در طول مبارزاتشان بسیاری از مغولان را از میان برداشتند وتاخروج انان از ایران به مبارزاتشان ادامه دادند.
حشیشیون
این گروه از چریکها به سر کردگی حسن صباح در کوه الموت در قزوین تشکیل شد که بعد ازچریکهای زامیاد کورش؛ انتحاری ترین و خشن ترین وهمچنین ورزیده ترین چریکهای ایران تا ان زمان بشمار میاید.اسم حشیشیون به این خاطر به انها داده شده است که با استفاده از حشیش((ماده ای که از برگ گیاه شاهدانه بدست میاید))به حالت خلصه((خروج اسرار امیز روح از بدن))می رفتند و کارهایی را انجام میدادند که یک فرد عادی از انجام دادن ان عاجز است این گروه نیز بسیاری از دانشمندان زمان ؛ پادشاهان؛و افراد با نفوذ دولتی و مردمی را کشتند.از این گروه در تاریخ به بدنامی یاد شده است.
+ نوشته شده در شنبه 1388/03/02ساعت 10:58 توسط برسام |
جنگلیها
میرزا کوچک لاهیجی که بعدها به میرزاکوچک جنگلی معروف شد؛نقش موثری در شکلگیری و شیوه و هدف گروهای چریکی در دهه های بعد ایفا کرد . او که فرزند یکی از ملایان بنام لاهیجان بود؛ با هدف بهبود وضع مالی و اقتصادی مردم ایالت شمالی دست به قیام زد و گروههای چریکی بسیار زیادی را به کمک دکتر حشمتیان که از کومنیستهای بنام بود؛را تشکیل داد و به اموزش انها پرداخت . او در اندک زمانی در شهرهای زیادی از جمله فومنات؛منجیل؛ماسوله؛رودبا ر؛رشت؛و۰۰۰ حکومت محلی برپا کرد. اما با قدرت گرفتن وی ؛ اطرافیان و روسیه او را تشویق به متارکه کشوری و اعلام خود مختاری کردند. کوچک جنگلی که خود نیز بی میل نبود اعلام خود مختاری لاهیجان و پیوستنش را به روسیه اعلام کرد.با این کار او چریکهای مخالف در اذربایجان و کردستان از او کمک خواهی کردند و میرزا پذریفت که چریکهای انان را اموزش دهد.به این ترتیب چریکهای(( دمکرات)) در اذربایجان و چریکهای ((کو مله)) در کردستان اعلام مجودیت کرده و هر کدام نیز اعلام خود مختاری نمود و اینگونه میرزای جنگلی اسباب تجزیه ایران را فراهم کرد . رضا شاه که ایران را در خطر سقوط و تجزیه شدن میدید باکمک نیروی تازه تاسیس هوایی و پشتیبانی نیروی زمینی و بمب باران مداوم پایگاه چریکهای جنگل این قیام خفت بار و خائنانه را در هم کوبید.
کومله ودموکراتها
این چریکها باکمک میرزای جنگلی اموزشهای بروز آن زمان را دیدند . اما با سرکوب چریکهای جنگلی دولت تازه تاسیس این دو گروه سقوط کرد اما این چریکها۳۰ سال بعد در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی دوباره اعلام استقلال نموده و ایالتهای اذر بایجان و کردستان را از ایران جدا نمودند. بزودی این دو کشور تازه تاسیس برای هم پیام تبریک ارسال نموده و فردای انروز روسیه هر دو کشور را برسمیت شناخت . همچنین کشور هایی از جمله ترکیه؛انگلستان نیز پیامهای تبریک وبرسمیت شناختن هر دو کشور را ارسال نمودند.محمدرضا شاه پهلوی که اوضاع را بحرانی دید؛ارتش را به سر کردگی ارتشبد حسین فردوست به اذربایجان و کردستان اعزام نمود.هیات دولت چریکهای اذربایجان قبل از رسیدن ارتش فرار نموده و به شوروی پناهنده شدند و ارتش در کمتر از ۲ روز هر دو ایالت را به ایران باز گرداند.این چریکها هنوز هم فعال می باشند.
چرکهای دولتی یا کلاه سبزها
در زمان حمله ارتش ایران برای باز پس گیری دو ایالت یاغی نیروهای ارتش بعلت ثعب العبور بودن مسیرهای کوهستانی و جنگلی با مشکلات بسیاری ربرو شد.به همین منظور کمسیونی به ریاست ارتشبد حسین فردوست تشکیل شد تا ملزومات و مقدورات و چگونگی تشکیل گروهای چریک دولتی برسی گردد. بعد از ماهها تحقیق و سفرهای متعدد این کمسیون به کشورهای مختلف رای به تشکیل این گروهها داده شد واین نیرو که از میان بهترین و ورزیده ترین و هیکلمندترین نیروهای ارتش و افراد عادی که اکثرا عشایر فارس بودن در زیر نظر شخص شاه وقت تشکیل شد.این نیروها اموزشهای بسیار سخت و پیچیده و مدرن را پایگاههای مدرن هوابرد دیدند تا در سالهای بعد نیروی ویژه(چریکهای کلاه سبز)ایران بعنوان بهترین و مجهزترین و زبده ترین نیروی های کاماندوهای جهان بعد از اسرائیل قرار گیرد بعد از ایران؛ امریکا؛ روسیه؛انگلستان ؛ پاکستان قرار گرفت.این نیرو تا قبل از انقلاب در بیش از ۳۰ جنگ و عملیات بین المللی شرکت نمود که می توان از جمله به جنگهای عمان(ظافار)؛جنگ اعراب و اسرائیل(۱۹۷۶)؛جنگ تایلند(سرکوب نیروهای کودتاچی توسط ایران)؛جنگ۲روزه ایران و عراق (که بنفع ایران پایان یافت)؛عملیات کشمیر اشاره کرد.این نیرو بعد از انقلاب مورد بی مهریهای فروان قرار گرفت و بعلت نداشتن اموزشهای بروز وتجهیزات لازم به رده ۷۶ جهان سقوط کرده است.
چریکهای مجاهد خلق
این نیرو در خلال سالهای۴۰تا۶۰تشکیل و فعالیت نمود. این نیرو در ابتدا سیاسی بود اما رفته رفته با گسترش یافتن و محبوبیت شاخه نظامی تشکیل داد و نقش بزرگی در سقوط ایران در سال ۵۷ بازی نمود. این نیرو ۸۰٪ از انقلاب ایران را بهده داشت. اما بعلت اختلاف شدید با حاکم وقت روح الله خمینی تصمیم به بمب گذاری و ترور رهبران و مهرههای حکومتی گرفت.اعضای چریکهای مجاهد در ایران دستگیر و اعدام شدند؛بسیاری از انان جلای وطن کرده و اکنون در کشور هایی مثل عراق؛فرانسه؛اسرئیل؛امریکا ؛انگلستان اقامت دارند و هنوز به فعالیتهای خود ادامه می دهند.
میلیشیا(militia)
در تمام جهان به نیروهای چریک؛ ملیشیا گفته میشود.ولی در ایران به چریکهای نیمه وقتی که نصف وقت خودرا به کارهای شخصیشان می پرداختند و نصف دیگر را در اختیار یگانهای چریکی بودند ملیشیا می گفتند.این نیرو در ابتدای انقلاب بخاطر سن کم اعضایش کارهای فرهنگی ؛ نشریه ای ؛ خدماتی مخصوصا در روستاها می کردند. اما بعد از بوجود امدن اختلافات؛بعنوان دانشگاهی برای ورود به پیکره چریکهای مجاهد در امد این نیرو هم اکنون نیز فعال می باشد.
+ نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت 10:10 توسط برسام |
کلیات جنگ چریکی-۱
. ماده۱-تعريف جنگ نامنظم
جنگ نامنظم از سه بخش بهم پيوسته يعني جنگ چريکي؛نيرنگ و فرار؛ و براندازي تشکيل شده است.جنگ نامنظم در خاک دشمن و يا منطقه اشغالي او؛وبوسيله نيروهاي ورزيده و زبده که توسط ساکنين محلي که به (منطقه اشنايي کامل دارند)حمايت مي شوند؛انجام مي پذيرد و معمولا بوسيله يک دولت خارجي پشتيباني مي شود.
ماده۲-تعريف جنگهاي چريکي
جنگهاي چريکي شامل ان قسمت از جنگهاي نا منظم است که بوسيله دسته هاي کوچک با بکار بردن تاکتيکهاي رزمي ويژه بمنظور تقليل قدرت نظامي و ظرفيت صنعتي و تضعيف روحيه دشمن انجام مي گيرد.اين عمليات در مناطق تحت کنترل دشمن توسط واحد هاييکه بر مبناي تشکيلات فوق نظامي سازمان داده شده اند و بر اساس جنگهاي غير متعارف و ضربتي اموزش ديده اند؛و بدون رعايت قوانينن کلاسيک جنگي و بدون خط نبرد مشخص؛اجرا مي شود.
خط نبرد مشخص چيست؟
منظور از خط نبرد؛منطقه اي مي باشد که دو نيروي جنگنده از قبل در انجا مستغر شده وخود را براي نبرد اماده مينمايند.اما نيروهاي چريک براي يورش به دشمن احتياجي به داشتن خط نبرد مشخص ندارد بلکه بصورت غير محسوس و غافلگيرانه در مدت بسار اندک درگير شده و بيشترين خسارت را به دشمن وارد مي نمايد.
قوانين کلاسيک جنگي چيست؟
قوانين کلاسيک جنگي عبارت است از؛ انجام دستوراتي که در کنوانسيون ژنو به تصويب رسيده و از طرفهاي متخاصم و درگير جنگ مي خواهد که اين دستورات را به دقت رعايت کنند.از جمله اين قوانين ميتوان به موارد زير اشاره نمود: استفاده نکردن از مينهاي کاشتني؛ضد نفر؛پالمري؛اتش زا؛و۰۰۰۰ .استفاده نکردن از مواد اتش زا براي از بين بردن نيروهاي دشمن؛اعدام نکردن اسراي جنگي و خوش رفتاري با انها؛استفاده نکردن از تله هاي انفجاري؛و۰۰۰۰ اما نيروهاي چريک بعلت شبهه نظامي بودن ملزم به رعايت هيچ يک از اين مقررات نمي باشد حتي اگر انجام اين اعمال غير انساني باشد.
ماده۳-مشخصات جنگهاي چريکي
الف-جنگهاي چريکي با اجراي عمليات آفندي و اتکا به قدرت و تحرک سريع و غافلگيري مشخص مي گردد.علاوه بر اين داراي صفات مشخص کاملا برجسته ديگري نيز ميباشد که مهمترين انها عبارتند از متکي بودن به پشتيباني داخلي (غير نظاميان محلي)؛اتکا به حمايت خارجي؛دارا بودن جنبه هاي سياسي ؛رعايت پاره اي ازجنبه هاي قانوني و بکار بردن تاکتيکهاي ويژه و جنبه هاي تکاملي ميباشد.
ب-عوامل موثر؛که به انگيزه اهميت به ذکر چند مورد مهم ان بشرح زير مي پردازيم:
(۱)عوامل پشتيباني
(الف-۱)پشتيباني داخلي.موقعيت واحدهاي چريک تا حد زيادي بستگي به پشتيباني مادي و معنوي سکنه و غير نظاميان محلي دارد ولي ساکنين اين مناطق تحت فشار شديد دستجات ضد چريک دولتي بوده و اين دستجات با توسل به اقدامات کيفري از قبيل ترور؛تبعيد؛محدود کردن عبور و مرور؛ضبط اموال و مال التجاره ها ؛ عمل پشتيباني را براي ساکنين غير نظامي مشکل ميسازند.
(ب-۱)حمايت خارجي.عمليات چريکي زماني بيشتر موثر خواهد بود که از سوي يک دولت نيرومند خارجي پشتيباني گردد و اين حمايت ها ممکن است بصورتهاي مختلف بويژه پشتيباني سياسي ؛ لجستيکي و تدارکات؛ مالي باشد. يک نيروي حمايت کننده خارجي زماني تصميم به پشتيباني نيروهاي چريک مينمايد که احساس نمايد اين نيروها موفقيتهاي چشمگير و مهمي بدست مياورند.
(پ-۱)تاکتيک. چريکها بعلت اينکه سرباز رسمي نبوده و بنا بعلل ناشي از مسائل لجستيکي ونيازمندي به قدرت جسماني زياد نمي توانند مانند واحد هاي نظامي دست به عملياتي که احتمالا باعث قطعي انان بشود؛بزنند و مجبور از انجام عمليات تاکتيکي ويژه اي هستند که بموقع تشريح خواهد شد.
کلیات جنگ چریکی-۲
(ت-۱)مقدورات و محدودیتها
ت-۱-۱ مقدورات و توانیهای نیروهای چریک بشرح زیر است:
*انهدام و قطع خطوط ارتباطی دشمن .
*خنثی نمودن فعالیت موسسات صنعتی دشمن.
*شرکت در عملیات جنگ و گریز.
*شرکت در عملیات روانی و تبلیغات.
*جمع اوری اخبار.
*تعیین و پیدا نمودن هدفهای مناسب برای نیروهای منظم خودی.
*اجرای عملیات ایذائی بمنظور به تاخیر انداختن عملیات رزمی دشمن.
*تصرف نقاط حساس بمنظور جلوگیری از انهدام بوسیله دشمن.
*تصرف مناطق سعود و فرود و اسکله ها بمنظور پشتیبانی
+ نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت 10:1 توسط برسام |
بنام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه بر نگذرد خداوندنام وخداوند جاى خداوند روزىده رهنماى فردوسي
استاد ابولقاسم فردوسي حماسه سراي بزرگ جهان وايران در حدود سال
329 هجري در قريه باژ از ناحيه طابران طوس ديده به جهان گشود ودرحدود سال 411 هجري ديده از جهان فروبست فردوسي ازخانواده دهقان بود و دهقانان از نجيب ترين طبقاات ايران شمرده ميشدند وداراي نوعي اشرافيت ارضي بودند و به روايت تاريخ بخارا در ايام پيش از اسلام پادشاهي به دست آنان بود.بهمين سبب در مقدمه شاهنامه ابومنصوري ميخوانيم "اين نامه را هرچه گزارش كنيم از گفتار دهقان بايد آورد كه اين پادشاهي به دست ايشان بود واز كار و رفتار ونيك وبد واز كم وبيش ايشان دانندپس مارا به گفتار ايشان بايد رفت." دهقانان با خصايص نژادي ايراني باقي ماندند وبا هيچ يك از اقوام خارجي آميزش نكردند وخود را ايراني واقعي نگاه داشتند.فردوسي در سال
370 هجري به نظم شاهنامه شروع كرد و در سال 400 هجري پس از سي سال آنرا به پايان برد:چو سال اندر آمد به هفتاد ويك همي زيرشعر آمد اندر فلك
زهجرت شده پنج هشتاد بار كه پر در شد اين نامه شاهوار
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعت 23:48 توسط برسام |
ز شر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار که تخت کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو رفتند کیان و دین پرستان و امانده جهان به زیردستان آن قوم کیان وین کیانند بر جای کیان نگر کیانند من وطن پرستم. سرداری از قوم پارس که قسم خورده و تشنه به خون تازیان من سردار فدایی این آب و خاکم بدرود به آن روزی که ایران من ز دست دیو ان و اهرمنان آزاد باشد. و سرزمین مادریم سرزمینی ویژه باقی بماند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/18ساعت 23:58 توسط برسام |
تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .
من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .
مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :
" پاینده ایران "
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17ساعت 8:30 توسط برسام |
آیا میدانستید...
ـ"دریک"سکه طلایی بود که داریوش اول هخامنشی بوجود آورد. ـ سپاه جاویدان را داریوش اول تاسیس کرد. ـ دین مسیح درزمان یزدگرد اول سامانی در ایرانظهور کرد. ـ پاپ یعنی "پدر"و ازکلمه یونانی "پاپاس"مشتق شده است. ـ تیسفون به دست سعدوقاص(عرب)ویران شد. ـ شعار بودا این بود:"چشم از جهان فرو بند که جهان قابل دیدن نیست. ـ "یاسا"عبارت است از مجموعه ای از قوانین و احکامیت که چنگیز خان بوجود آورد. ـ کلمه پرویز در اصل "بهرویز" بمعنی فاتح است. -اندیشه نیک،گفتار نیک و کردار نیک بزبان اوستای هومت،هوخت وهورشت خوانده میشود. -دیوانه از ((دیو))ومجنون از((جن))اشتقاق یافته وعلت انتخاب این کلمه هم آن بوده که تصور میکردن افراد مجنون ودیوانه،جن زده ویادیوزده اند. -رنگ بیرق قدیم ایران زرد وسرخ وبنفش بوده است چنانکه فردوسی می فرماید: فروهشت زوزرد وسرخ وبنفش همی خواندنش کاویانی درفش -نخستین دولتی که بساختن سد وقنات برای آبیاری کشتزارها همت گماشت ایران هخامنشی بود. ادامه دارد...
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22ساعت 17:33 توسط برسام |